نظرسنجی

عملکرد شورای ششم دوگنبدان را تا کنون چگونه ارزیابی می کنید؟
7. بهمن 1396 - 10:47
"محمد علی" دفتروکتابهایش رامرتب می کند،می پرسم برای نوشتن درس با این زخم دستانت اذیت نمی شوی؟که باشورعجیبی می گوید:درس خواندن رادوست دارم و مرتب داروهایم رامصرف می کنم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آفتاب جنوب،نامش "محمدعلی" است وکلاس پنجم ابتدایی،باتماس تلفنی معلم دلسوزش از ماجرای غم انگیز زندگیش آگاه شدم،محمدعلی به همراه والدین ،خواهر وبرادرش دریک خانه استیجاری ودرست لب به لب کانال آب درحوالی پل بردستانی روزگارمی گذراند.

پدرش کارگرنانواست وروزگارفقیرانه شان بابیماری این پسروبرادر بزرگترش که اوهم چندبارعمل جراحی روده شده به سختی می گذرد،عصرروز گذشته به همراه معلم دلسوزش به دیدنش رفتم.مسیرعبوری ورسیدن به منزل محمدعلی بسیارکم عرض ولب به لب یک کانال نزدیک پل بردستانی است.

مادر منتظربرگشتن پسرش ازمدرسه است وبادیدن ماتعارف می کند واردمی شویم خانه ای محقر ودواتاق کوچک تودرتو،محمدعلی پاهایش رابه محض رسیدن به خانه شستشو می دهد وبادقت باپارچه ای تمیز خشک می کند.

دیدن عمق خشکی وترک های پاهایش دلم را ریش می کند،مادرش ازلحظه بیماری پسرمی گوید واینکه محمد علی از سه سالگی دچار خارش پوستی وترک دست وپاشد و وقتی او رابرای مداوا به شیراز بردیم نمونه برداری کردند وبیماری "پسوریازیس" تشخیص داده شد.

مادرش ادامه می دهد که داروهای پسرم گران است این مدت تعدادی ازنیکوکاران به من دربردن وآوردن پسرم به شیراز وتهران کمک کردند امامدتی است که دوباره زخم های پسرم سربازکرده است.

وی می گویدپاییز به لطف یکی از همشهریان که به فرانسه سفری داشت پمادپسرم تهیه شدوتا امروز ازآن داروهااستفاده می کردم،شبهاوقت استراحت آزارهای پوستی بدی دارد ودرطول روز برای رفتن وآمدن ازمدرسه هم احتیاط می کند.

مادربااشاره به اوضاع زندگی اش ادامه می دهد که همسرم کارگر نانواست وباپدرم دراین خانه استیجاری زندگی می کنیم،اگران شاءالله هزینه ای تامین شودپسرم رابرای ادامه مداوابه شیراز می برم.

محمدعلی دفتروکتابهایش رامرتب می کند،می پرسم برای نوشتن درس بااین زخم دستانت اذیت نمی شوی؟که باشورعجیبی می گویددرس خواندن رادوست دارم مرتب داروهایم رامصرف می کنم ومادرش هم نام داروهارا با بغض می گوید که فقط بایدپیشگیری کرد.

دوپماد دایونکس ودایوبت داروهایی است که علی بایداستفاده کند.مادر ادامه می دهد که هزینه اش 900هزارتومان است ودرتوان مالی من نیست و آرزو دارم برای پسرم وانتقالش برای درمان کاری انجام شود.

بعدازساعتی دیداربااین خانواده به خانه برمی گردم و شفای محمد علی را از خداوندمنان طلب می کنم ،آری گچساران زیرپوست محله هایش و درهمان بافت فرسوده شهر مواردی بسیار این چنینی وجود دارد ومی دانم برای مهربانی هیچ چیز مثل اراده  و یاری مردم پاسخ نمی دهد.

احمدپور/مرادی

انتهای پیام

دیدگاه‌ها

با سلام به آن خدای محمد و علی که محمد علی ترکیبی از پیام آوران دین خاتم و خانواده رسالت اند.به همان خدایی که جان را در غار حرا به پناه تارعنکبوتی چنان استوار کرد و به خدایی که شمشیر علی جز عدالت بر کسی فرود نیامد و به خدایی که جهان را با همه پدیده هایش ، انسان را اشرف مخلوقات قرار داد .نیازی به ساختن بسیاری از ساختمان های آن چنانی تحت عناوین مختلف نیست تا وقتی محمدعلی های درمانده و گرفتار در کنار کوچه وکیل مردم فریاد درد دارد و هر روز در این خیابان هزاران هزار محمدعلی ها را می توان به قیمت کرمی ،بندی ، تا تویی و...نجات داد.در کنار کوچه محمدعلی ها فقط چشم تماشا می خواهد تا گفت و نوشت چه بر همسایه بیچاره پر از درد این روزهای فراموشی امثال ایشان می گذرد.مجمدعلی بهانه ای بر درد آشنا به جان مردم محروم شهر ماست.این همه بودجه و کمک بلاعوض کجا هزینه می شود ؟ یکی بیایید بگوید قیمت جان محمدعلی و دردهایش چند؟ محمدعلی بهانه ای است برای اشک های شبانه پر درد مادر و زخم هایش سوز دردناک پدری است که سحرگاهان خواب در چشم در کنار تنور به فکر نان شکم ماهاست.آیا کسی هست به فکر محمدعلی باشد؟؟؟ اگر هست بسم الله ،به خدای محمد و علی به زصد رفتن به سفر کربلا و حج و زیارت و...است .

نظرات کاربران

تازه های سایت