نظرسنجی

به نظر شما آقای روحانی به وعده های انتخاباتی خود عمل خواهد کرد؟
3. آبان 1395 - 15:40
در طول شکل‌گیری نهضت اسلامی مردم ایران، شهرستان گچساران پس از گذشت مدت کوتاهی به ایفای نقش مرکزیت سیاسی و ایدئولوژی گروه­های مختلف پرداخت و به دنبال آن، این مرکزیت نه تنها نبض جنبش انقلابی مردم استان را به دست گرفت، بلکه در متن جریان مردمی جنوب کشور عزیزمان نیز قرار گرفت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آفتاب جنوب،سید ابوالحسن حسینی نیک-مردم منطقه کهگیلویه و بویراحمد در طول تاریخ همیشه برای دفاع از تمامیت ارضی کشور سنگ تمام گذاشتند. مبارزه با اسکندر مقدونی، مبارزه با پرتغالی­ها در بوشهر، مبارزه با فرقه جعفر پیشه وری در آذربایجان، قیام عشایر جنوب، سرکوب شیخ خزعل، در ملی شدن صنعت نفت، دو جنگ تامرادی و گجستان، پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، هشت سال دفاع مقدس و… مهر تائیدی بر این ادعاست.

 

با توجه به مخالفت حضرت امام(ره) در سال ۱۳۴۲ با لایحه انجمنی و ولایتی و اوج آن در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، در آن شکی نیست که تمام طبقات جامعه کهگیلویه و بویراحمد اعم از دامدار و کشاورز، کارگر و کارمند، مرد وزن، پیر و جوان با وحدتی بی نظیر برای پیروزی انقلاب در تلاش بودند و همگام با مراسم و مناسبت­هایی که در سایر شهرهای کشور برگزار می­شد آنان نیز اقدامات مشابهی انجام می­دادند که حرکت انقلابی مردم گچساران نمونه بارز آن می­باشد.

 

حرکت انقلابی مردم گچساران از سال ۱۳۵۰ تا بهمن ۱۳۵۷ یکی از مهم­ترین جریانهای فکری، سیاسی و ایدئولوژیک نه فقط استان، بلکه جنوب کشور محسوب می­شود. نقطه عطف این حرکت انقلابی، ۱۹ آبان ماه ۱۳۵۷که در چنین روزی شش نفر از مخلص و برومندترین جوانان این شهرستان در خون خود غلتیدند و طعم شیرین شهادت را نوشیدند.

 

از این رو، نکته اساسی اینجاست که قیام خونین ۱۹ آبان مصادف با ماه مبارک رمضان ۱۳۵۷ مردم گچساران دارای عقبه فکری و سیاسی بسیار پیچیده، چند لایه و متفاوت است که بیشتر به کشف نفت در منطقه یعنی از دهه 30با شکل گیری انجمن­های کارگری صنعت نفت که متاسفانه تاکنون، در پژوهش­های صورت گرفته مورد ‌توجه قرار نگرفته و بنا به دلایل مختلف،آن ‌گونه که شایسته آن بوده و هست، بازگو نگردیده است.

 

بر این اساس، اسناد موجود بیان می‌کندکه جریان انقلابی مردم گچساران، یک موضوعی چند علتی است. از یک طرف موجب تضاد آراء بین گروههای سیاسی و فکری هم قبل از انقلاب و هم بعد از آن قرار گرفته و از طرف دیگر یکی از مؤثرترین قیامهای مردمی‌، نه فقط استان؛ بلکه جنوب کشور بر علیه رژیم پهلوی بوده که ضربات وتبعات بسیار جبران ناپذیری برای‌ این رژیم‌ در برداشته است.

 

به­گونه‌ای­ که با گسترش موج انقلاب، حاکمیت وقت تصمیم گرفت فردی نظامی را به استانداری کهگیلویه و بویراحمد منصوب کند تا قادر به سرکوبی مردم باشد. بدین ترتیب در نیمه دوم سال ۱۳۵۷ سرلشکر “محمود همپایی“ جای “احمد جوهرزاده“ را گرفت. اما موج انقلاب قوی­تر از آن بود که با چنین اقداماتی مهار بشود.

 

سرلشکر همپایی در نخستین روزهای پس از انتصاب خود تصمیم گرفت از مناطق کهگیلویه و بویراحمد سرکشی کند. بدین منظور او از شهرستان گچساران بازدید کرد. در این شهر فقط تعداد معدودی از افراد وابسته به حکومت آن هم در ساختمان یکی از ادارات با او دیدار کردند بنابراین او نه تنها نتوانست هیچ­گونه دیدار و گفتگویی با مردم داشته باشد؛ بلکه شدیدا مورد نفرت آنان هم قرار گرفت.

 

به هر حال، پرسش اصلی نگارنده در متن حاضر این است که چرا در طول شکل‌گیری نهضت اسلامی مردم ایران، شهرستان گچساران پس از گذشت مدت کوتاهی به ایفای نقش مرکزیت سیاسی و ایدئولوژی گروه­های مختلف پرداخت و به دنبال آن، این مرکزیت نه تنها نبض جنبش انقلابی مردم استان را به دست گرفت، بلکه در متن جریان مردمی جنوب کشور عزیزمان نیز قرار گرفت؟پس نگارنده سعی بر آن دارد تا به این چرایی بپردازد.­

تعریف انقلاب

از نظر آنتونی گیدنز انقلاب­ها معمولا چند ویژگی بارز دارند. ۱٫ متضمن یک جنبش اجتماعی توده­ای باشند. ۲٫ به فرایندهای عمده اصلاح یا دگرگونی می­انجامد۳٫ متضمن تهدید یا کاربرد خشونت از جانب کسانی است که در جنبش توده­ای شرکت می­کند.پس اگر این سه معیار را با یکدیگر جمع کنیم می­ توانیم انقلاب را به این صورت تعریف کنیم: انقلاب عبارت است از تصرف قدرت دولتی از طریق وسایل خشن به وسیله رهبران یک جنبش توده­ای، به منظور استفاده بعدی از آن برای ایجاد اصلاحات عمده اجتماعی و سیاسی.

 

شایان ذکر است، تقریبا همه انقلاب­های قرن بیستم در جوامع در حال توسعه رخ داده­اند، نه در کشورهای صنعتی. دو رویداد انقلابی که عمیق­ترین نتایج را برای کل جهان داشته اند، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب ۱۹۴۹ چین بودند. هر دو انقلاب در جوامع عمدتا روستایی و دهقانی رخ دادند، اگر چه روسیه از آن هنگام تاکنون به سطح بالایی از صنعتی شدن دسته یافته است. بسیاری از کشورهای جهان سوم نیز انقلاب را در این قرن تجربه کرده­­اند. برای مثال؛ مکزیک، ترکیه، مصر، ویتنام، کوبا، نیکاراگوئه و ایران. البته تفاوت عمده انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلابهای قرن بیستم به خصوص انقلاب روسیه و چین در این است که انقلاب این دوکشور از طبق کارگر اما انقلاب اسلامی ایران از طبقه متوسط شهری شروع شد.

 

به هر حال، قبل از اینکه در نگارش حاضر به سوال این پژوهش بپردازیم لازم است برای روشنگری افکار عمومی به خصوص جامعه دانشگاهی استان به حاکمیت مظفرالدین شاه قاجار اشاره­ای کرد. اگر چه دوره سلطنت مظفرالدین شاه بیش از ده سال (۱۳۲۴-۱۳۱۳) به طول نینجامید، اما در همین دوره کوتاه، مردم ایران شاهد تحولات مهمی بودند.

 

در این نوشته به سه مورد از وقایع مهم این دوره که به طور محسوسی سرنوشت و تحولات سیاسی سه حوزه کهگیلویه بزرگ، بویراحمد، باشت و گچساران را نه تنها در دوره سلطنت مظفرالدین شاه، بلکه در مقطع بیست ساله میان انقلاب مشروطیت تا سلطنت رضاه شاه و حتی در دوره پهلوی دوم تحت تاثیر قرار داد، به اجمال اشاره می­کنیم. این سه مورد به ترتیب تاریخی عبارتنداز: ۱٫ احداث جاده کاراون رو میان خوزستان و اصفهان (معروف به جاده بختیاری)؛ ۲٫ انعقاد قرارداد مربوط به کشف و استخراج نفت (معروف به قرارداد دارسی)؛ ۳٫ انقلاب مشروطیت.

قرار داد بختیاری – لینچ ۱۳۱۶

از سال­های آخر دوره ناصرالدین شاه روسها به عناوین مختلفی می­خواستند نفوذ خود را به منطقه جنوب ایران گسترش دهند و در این راستا طرح ایجاد خط آهن به سوی خلیج فارس را پی­گیری می­کردند. طبیعی است که انگلیسها در این مورد واکنش نشان دادند.واکنش آنها تسریع در احداث جاده خوزستان و اصفهان برای مقابله با نفوذ سیاسی و تجاری روسیه بود. در سال ۱۳۰۷ قمری شرکت برادران لینچ به طور آزمایشی کاروانی در خط اصفهان- شوشتر برای حمل کالاهای تجارتی خود به راه انداخت و بدینوسیله در پی کسب اطلاعات موثق درباره کرایه چارپا برای حمل مال­التجارها و سرعت عمل در نقل و انتقال محصولات خود بود.

 

همزمان با شرکت لینچ نمایندگان سفارت انگلیس با خوانین بختیاری در مورد احداث این جاده به مذاکره پرداختند. پس از کسب موافقت خوانین بختیاری، مذاکرات مربوط به احداث جاده و پل، میان برداران لینچ، خوانین بختیاری و مقامات ایرانی زیر نظر انگلیس در تهران آغاز شد.در نتیجه این مذاکرات، دولت ایران تصمیم گرفت که به منظور از تحریک احساسات روسها، امتیازات این جاده را مستقیما به خوانین بختیاری بدهد و در قرارداد، ماده­ای بگنجاند که دست خوانین بختیاری برای استفاده از سرمایه خارجی باز باشد، تا برادران لینچ بتواند در مقام شریک قرارداد، در امتیاز جاده سهیم شوند.

 

به استناد ماده ۵ این قرار داد که به خوانین بختیاری اجازه می­داد تا از سرمایه خارجی استفاده کنند، وزارت خارجه انگلیس “چارلز هاردینگ“ و برادران “لینچ“ را مامور کرد تا با “حاج علی قلی­خان“ سخنگوی خوانین بختیاری در این مورد وارد مذاکره شوند. سرانجام، قراردادی میان خوانین بختیاری و شرکت لینج تنظیم شد و در سال ۱۳۱۶ در قرار گاه ایلخانی و ایل بیگی بختیاری در حوالی شوشتر به امضای نهایی رسید.

 

پس قرارداد بختیاری – لینچ را می توان نقطه عطفی در روابط بریتانیا و عشایر جنوب غربی ایران دانست، زیرا در این مقطع تاریخی، جنوب غربی ایران برای بریتانیا، موقعیت مهم و استراتژیکی پیدا کرد و به همین دلیل بختیاریها برای انگلستان اهمیت فوق­العاده یافتند، به گونه­ای که هر گاه میان بختیاریها و لینچ در مورد قراردادشان اختلاف به وجود می آمد، دولت انگلیس منافع اقتصادی خود را فدای اهمیت سیاسی بختیاریها کرده و از آنها در مقابل شرکت لینچ حمایت می­کرد.

قرارداد دارسی ۱۳۱۹ قمری

کاوش‌های باستان‌شناسان (مورگان) محقق داشته که از زمان سومریان در شوش قیر مورد استفاده بوده است به این صورت که قیر را به جای ملات بین سنگ‌ها و آجرهایی که در عمارت کار به کار می‌بردند استفاده می‌کردند و هم‌چنین جواهرات را بوسیلۀ تکه‌‌های قیر نصب می‌کردند و کشتی‌ها و ظروف سفالین را با قیر می‌اندودند تا آب به آن‌ها سرایت نکند.

     

آنچه مسلم است در اوستا نفت به معنای روغن معدنی آمده و در دوره هخامنشیان نفت برای روشنایی و مقاصد طبی استعمال می‌شده است. ایرانیان که آتش را جزء عناصر مقدس دانسته و احترام می‌کردند، گاز نفت را که در پاره‌ای جاها از زمین خارج می‌شد مشتعل کرده و چون همیشه می‌سوخت، در نظر آنان «آتش جاودان» به‌شمار می‌آمد و در نقاطی که این آتش دیده می‌شد آتشگاه بنا می‌کردند. در آران (بادکوبه)، دامغان، بلخ و مسجد سلیمان این‌گونه آتشکده‌ها وجود داشته است.

 

به هر حال، حدود سه سال پس از انعقاد قرارداد جاده بختیاری، در سال ۱۳۱۹ قمری، یک تبعه انگلیس به نام“ویلیام ناکس دارسی“ موفق شد امتیاز کشف و استخراج نفت را از مظفرالدین شاه دریافت کند. شرکت دارسی عملیات حفاری را در سال ۱۳۲۰ در غرب کرمانشاه شروع کرد، اما به دلیل ناموفق بودن، عملیات حفاری در سال ۱۳۲۳ در نواحی مسجد سلیمان که حوزه بختیاری محسوب می­شد، ادامه یافت.

 

 انگلیسها مجبور بودند که از خوانین بختیاری برای حفاری در اراضیشان اجازه بگیرند. در همان سال با واسطه گری”پریس” کنسول انگلیس، سه قرار داد میان خوانین بختیاری و دارسی به امضا رسید.قرار داد “اول“ مربوط به سهام شرکت بود که به موجب آن خوانین بختیاری در امور شرکت سهیم می­شدند. قرارداد “دوم“ مربوط به خرید اراضی از بختیاریها بود و قرارداد “سوم“ در مورد حفاظت از حوزه­های نفتی بود که به عهده خوانین بختیاری گذاشته می­شد.

 

شایان ذکر است، تولید نفت از میدان نفتی گچساران، از سال ۱۳۱۸ شمسی با چاه شماره ۱۳ آغاز شد. تاریخچه تولید از مخزن نشان می‌دهد، که بجز یک دوره کوتاه بین سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲شمسی، استخراج نفت از مخزن گچساران همواره ادامه داشته و درطول تمامی ادوار زمانی، میزان تولید نیز اغلب سیر صعودی خود را حفظ کرده است، بطوریکه در سال ۱۳۵۳ به حداکثر میزان خود یعنی بالغ بر ۹۴۰ هزار بشکه در روز رسید.

 

پس از راه‌اندازی شرکت خاص خدمات نفت ایران اسکو (OSCO) در سال ۱۳۵۳، عملیات تولید از میادین نفت و گاز مستقر در منطقه گچساران، همچون سایر مناطق نفت­خیز کشور، به این شرکت واگذار شد.بنابراین، با توجه به مطالب فوق­الذکر به طور کلی می­توان گفت: کشف نفت در عصر جدید، مهمترین رخداد سیاسی و اقتصادی کشور ما محسوب می­شود و سایر مسایل را تحت الشعاع خود قرار داده است و در واقع بعد از کشف نفت، هیچ مسئله­ای را در کشور بدون توجه به آن نمی­توان به درستی تحلیل کرد.

از این رو، تحلیل سیاسی مسئله نفت به دلیل وسعت و اهمیت از محدوده این نوشته خارج است و ما در اینجا می­خواستیم به اشتراک منافع بختیاریها و انگلیسیها در مورد مسئله نفت و مسولیت­های که در این زمینه به عهده خوانین بختیاری گذاشته شده بود به اختصار اشاره کنیم تا درک برخی از مسائل سیاسی مردم گچساران به خصوص قیام خونین ۱۹ آبان ۱۳۵۷ که در مباحث آینده به آنها خواهیم پرداخت، آسانتر شود.

 

انقلاب مشروطیت ۱۳۲۷ قمری

مظفرالدین شاه ده روز پس از امضای قانون اساسی مشروطیت در گذشت و فرزندش محمدعلی­شاه به سلطنت رسید. تعارض میان محمد علی شاه و مشروطه خواهان منجر به انحلا مجلس اول و تعطیل مشروطیت و شروع دوره ۱۳ ماهه معروف به استبداد صغیر شد. در سال ۱۳۲۷ قمری، مشروطه خواهان از شمال کشور به رهبری محمد ولی خان سپهدار تنکابنی و از جنوب به رهبری صمصام السلطنه و سردار اسعد بختیاری به تهران حمله و پس از پیروزی، محمد علی شاه را از سلطنت خلع کردند و فرزندش احمد میرزا را به سلطنت برگزیدند.

 

بختیاریها که با کسب امتیاز جاده بختیاری و شرکت با کمپانی لینچ قدرتی چشمگیر یافته بودند، با شرکت در کمپانی نفت بر قدرت اقتصادی و اهمیت سیاسی خود افزودند و با حضور قاطع در پیروزی مجدد مشروطیت و گزینش شاه جدید، قدرت سیاسی- اقتصادی فوق العاده­ای به دست آوردند و از آن تاریخ در اداره امور کشور تاثیر بسزایی داشتند و در اولین کابینه دوره احمد شاه، علی قلی خان سردار اسعد به وزارت کشور منصوب شد.

 

پس توجه به موارد فوق و چگونگی صعود خوانین بختیاری و پیوند آنها با حکومت مرکزی و انگلیسیها، به درک برخی از حوادث مهم سیاسی منطقه کهگیلویه و بویراحمد و درگیریهای مردم آن منطقه با حکومت مرکزی و بختیاریها، و حکومت بختیاریها بر این منطقه کمک می­کند.

تاریخچه احزاب در استان کهگیلویه و بویراحمد

احزاب در كشورهاي اروپايي مولود تحولات اجتماعي آن جوامع و وضعيت ويژه ناشي از آن تحولات بودند و در تنظيم رابطه ميان دولت و ملت، كاركرد خاص خود را دارند. اما در كشورهايي كه امروزه به عنوان كشورهاي جهان سوم شناخته مي­شوند و تحولات مزبور را نپيمودند، به علت اينكه شرايط اجتماعي لازم براي كاركرد مثبت احزاب در اين كشورها پديد نيامده است، تشكيل حزب تاثير چنداني در تنظيم رابطه دولت و ملت ندارد و تقليد ناشيانه­اي از كشورهاي اروپايي بيش نيست.

 

بر این اساس، تاسيس حزب در تهران( در زمان حکومت محمدرضاشاه) كه پايتخت كشور بود، فاقد زمينه لازم و امري فرمايشي و تقليدي نمايشي بيش نبوده است تا چه رسد به منطقه­اي مثل كهگيلويه و بويراحمد كه ساختار اجتماعي آن مبتني بر نظام ايلي بوده است. اما با اين همه، شاخه­هايي از احزابي كه در تهران تاسيس شده بودند، در مناطق مختلف منطقه به ويژه در ياسوج، دهدشت و گچساران تشكيل شدند كه از احزاب مردم، ايران نوين و پان ايرانيست مي توان نام برد.

 

اين تشكلها به علت اينكه سنخيتي با وضعيت اجتماعي منطقه نداشتند در ميان توده­هاي مردم جايگاهي نيافتند اما نخبگان ايلي كه عبارت بودند از كلانتران و كدخدايان و همچنين معدودي از افراد تحصيلكرده و فرهنگي كه به عنوان نخبگان جديد جامعه ظاهر شده بودند، باني و عامل اين احزاب شدند. بدين گونه فعاليتهاي اجتماعي و رقابتهاي سياسي كه پيش از اين در قالبهاي خاص ايلي و عشيره اي صورت مي گرفت، بخشي از آن در قالب رقابت احزاب نمود پيدا كرد.

 

در نتيجه تحولات بعد از شهريور ۲۰ و به ويژه حوادث سال ۱۳۴۲ سران ايلات و كدخدايان طوايف بدين نتيجه رسيدند كه با دولت همكاري كرده و تلاش كنند تا با حضور در احزاب و انجمنها، رياست سنتي خود را به شيوه­اي جديد ادامه دهند. در اين راستاست كه بعد از حوادث سال ۱۳۴۲، كلانتران و كدخدايان فعاليتهاي سياسي خود را در قالب احزاب و انجمنها و همكاري با نهادهاي دولتي ادامه داده و بدين گونه به تدريج در حكومت مستحيل شدند.

***پایان بخش اول- لازم به ذکر است منابع ماخذ در پایان بخش آخر آورده می شود.

انتهای پیام/م

 

دیدگاه‌ها

چقدر دروغ و لاف میزنید خدا به دادتان برسد

نظرات کاربران

تازه های سایت

پربازدیدها